عبدالله مستوفى

52

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

دست داده‌ايد ، بايد بدلى براى آن فكر كنيد . گذشته از اين پارتيهاى شما هم كه براى شما دوندگى كرده‌اند اجر و مزد ميخواهند ، هم‌دستهاى آنها هم كه پارتيهاى درجهء دوم شما هستند نيز بىپاداش نبايد بمانند . هرگاه در اين ضمن ، تغييراتى كه در سيستم و طرز اتحاد و انقطاع شما نسبت به اشخاص پيش ميآيد ، در نظر گرفته شود آن وقت است كه سبب اين همه تغييرات و تبديلات ادارى ، و يأس و نااميدىهاى اعضاى ادارات و خاطرخواهى و كارشكنىهاى بلاجهت و بكلمهء مختصر جامع سبب اين همه هرج‌ومرج ادارى معلوم ، و مسلم خواهد گشت ، كه : « ماهى از سر گنده گردد نى ز دم » . بنابر آنچه ذكر شد ، اصلاحات ادارات ايران هيچ مانعى جز شخص شما نداشته و ندارد ، و آن روزى كه شر شما و هم‌پيمان‌هاى شما از سر مردم كنده شود ، مديران ايرانى به خوبى مىتوانند اين مملكت را بدون هيچگونه استشاره و تعليمى از مستشارها و معلمين خارجى اداره كنند . ميگوئيد : « سعى و تلاش اداره‌كنندگان ايرانى كه بواسطهء نقص تجربه و تعليمات و نبودن وضعيت ثابت تاكنون در اجراى اصلاحات عقيم مانده ، و در مقابل برچيدن اوضاع قديم بايجاد هيچ وضع جديد كه قابل دوام و بقاء باشد ، موفق نشده عدم كفايت خود را ثابت و اين حقيقت را روشن‌تر نموده است : كه مادام كه معلمين كارآزموده شالودهء محكمى براى اصلاحات طرح نكرده و اساس متينى ايجاد ننموده‌اند كه عناصر مستعد ايرانى در مكتب عمل و اداره با تمرين متينى كه لابد منه آموختن فنون و تجارب اداريست براى خدمات مملكت حاضر ننمايند ، تشكيل ادارات و دوائر و شعب و هيئت‌ها و كميسيون‌ها و غيره ، جز افزودن خرج و تشويق هرج‌ومرج ، حاصل و نتيجه‌اى نخواهد داشت . » ما شك نداريم كه سعى و تلاش اداره‌كنندگان ايرانى تاكنون در اجراى اصلاحات عقيم مانده است ، ولى در جاى خود ثابت كرده‌ايم كه اين بدبختى از راه نقص تجربه و تعليمات نبوده ، هيچ علتى جز شخص شما ندارد ، و شما هم نمىتوانيد منكر شويد كه دوام و بقاى هر وضعى ، تابع ميل و ارادهء اولياى امر است . اگر مديران نتوانسته‌اند بايجاد وضعى كه قابل دوام و بقا باشد مبادرت ورزند ، به علت آنست كه شما براى وزراى آنها ، با اينكه آنها را هميشه از هم‌خيالان خودتان انتخاب كرده‌ايد نيز اختيارى باقى نگذاشته‌ايد ، و همواره آنها را تابع ميل و ارادهء خود خواسته‌ايد . گذشته از اين ، بقدرى براى مديران ايرانى همكار بد تراشيده‌ايد ، كه بيچاره‌ها از دفاع مقام و راه معاش خود به كار ديگر نمىرسند . آيا شك داريد كه ورود هر عضو بىسابقه در اداره جاى يكى از اعضاى سابقه‌دار آن اداره را تنگ ، و يكنفر بر كانديداهاى مشاغل آن اداره ميافزايد ؟ آيا از اينهمه اشخاص بىسابقه كه بتوصيه و امر و حكم شما در اين